السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
515
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
عوض متعارفى كه در ازاى كالاى مورد معاوضه در بازار پرداخت مىشود ، ثابت مىگردد . به اين عوض ، عوض المثل گويند در برابر عوض المسمّى ( - - ) عوض المسمّى ) . ( - - ) عوض ) عوض المسمّى عِوَض المُسَمّى : عوض ذكر شده در متن عقد . به عوضى كه در متن عقد ذكر و مشخص مىشود « عوض المسمّى » گويند ؛ مقابل عوض المثل ( - - ) عوض المثل ) . ( - - ) عوض ) عِوَض واقعى - - ) عوض المثل عِوَضَيْن - - ) عوض عول عَول : افزونى سهام وارثان از تركه ؛ مقابل تعصيب ( - - ) تعصيب ) . عول در لغت به معناى زياده و نقصان ؛ هر دو آمده است . اگر به مال ( تركه ) اضافه شود به معناى نقصان خواهد بود ؛ زيرا مال نسبت به سهام نقصان دارد ؛ اما اگر به سهام اضافه شود در معناى زياده به كار مىرود ؛ چون سهام افزون بر تركهاند . 1 عول در اصطلاح عبارت است از افزونى سهام وارثان از تركهء ميّت ؛ به گونهاى كه نقصان تركه در سهم همهء وارثان به نسبت سهمشان وارد آيد . 2 از آن در باب ارث سخن گفتهاند . حكم : از ديدگاه فقهاى شيعهء امامى عول باطل است و در صورت افزون بودن سهام ، نقص تنها متوجه بعضى معيّن از وارثان مىشود نه همهء آنان . در مقابل ، عامّه آن را صحيح دانسته و نقصان را متوجه همهء وارثان به نسبت سهمشان مىدانند . 3 نقل كردهاند نخستين مسئله در ارث كه عول در آن رخ داد ، در دوران حكومت عمر بود كه زنى مُرد و شوهر و دو خواهرش وارث او بودند كه سهم شوهر نصف و سهم دو خواهر دوسوم مىشد . در اين صورت اگر شوهر نصف تركه را بردارد ، سهم خواهران ( دوسوم ) به نصف تقليل مىيابد و اگر خواهران دوسوم را بردارند ،